 |
پایگاه اطلاع رسانی تشیع |
|
|
|
آیت الله وحید خراسانی: اگر پاپ عرضه دارد جواب دهد ( درباره مسیحیت)
اعوذ باللله من الشیطان الرجیم والقرآن الحکیم انک لمن المرسلین علی صراط مستیم
بحث در حکمت قرآن بود بر اساس قاعده تعرف الاشیاء باضدادها که مقام اول بحث ما در حکمت قرآن است. گفتیم مقتضای کتاب مقدس چون مبنای تمام اعتقادات مسیحییین عالم دو عهد است: عهد عتیق و عهد جدید.
مبنای عقاید یهود قسمت اول است که عهد قدیم است اما مبنای همه دین و آیین مسیحیت مجموع عهد عتیق وجدید است و عمده دراین کتب، اناجیل اربعه است وانجیل یوحنا از بقیه عندهم اقوا است و وجه آن:
یوحنا علاوه بر گرفتن کلمات مسیح از خود او به عقیده آن ها، ثابت مکاشفات یوحناست. لذا در درجه اول به این انجیل راه معرفت به ضد را طی کردیم. مخفی نماند که انجیلی که بر عیسی نازل شده مورد تصدیق قرآن است و او نزد امام زمان است بحث بر سر این انجیل است که مبنای تمام تشکیلات دو فرقه مسیحیت از کاتولیک و پروتستان براساس این انجیل است . در این انجیل که میزان قطعی اعتقادات است این است که عیسی کلمه بودٰ کلمه نزد خدا بود. کلمه خود خدا بود.
در قرآن تعبیر کلمه هست اما: وکلمه منه اسمه المسیح عیسی بن مریم. آن کلمه با این کلمه فرق دارد. در کلمه تحریف در نفس کلمه تحریفی نیست . تحریف در ملحقات کلمه است. کلمه بود کلمه نزد خدا بود. کلمه خود خدا بود.
الوهیت مسیح
نتیجه این است که عیسی مشتق از خداست. قطعه ای از الوهیت است. مجسم شده تا این جا که در جلسات قبل گفتیم . چون این بحث های ما هما ن طور که در بحث مذهبی باید به قدری قوی باشد که تمام ارکان مذاهب اربعه از جواب عاجز باشند در بحث دینی هم این چین است لذا باید با کمال دقت آیات را دید و بر اساس حکمت بحث کرد نه تعصب. چون اساس این دین برحکمت است و بر حق است و انحراف از حق در هر بابی مردود و باطل است.

قبلا این قضیه روشن باشد كه در عهد عتیق این قضیه هست كه من بر موسی نازل شد به دعای موسی. در قبرآن هم هست : من وسلوی. حال آن بحث الان مربوط به ما نیست . یهود در مقابل عیسی درخواستشان این بود كه موسی معجزه داشت : من را از آسمان آورد تو معجزه ات چیست؟ براین اساس مقابله این بحث پیش آمده.
«وعیسی به ایشان گفت امین آمین به شمامی گویم كه موسی نان را از آسمان به مشا داد بلكه پدر من - درهمه این كلمات عنوان پدر است یعنی خدا - نان حقیقی را از آسمان به دنیا آورد. آن گاه بدو گفتند این نان را به ما بده . عیسی بدیشان گفت من نان حیات هستم- اگر موسی آن نان را آورد نان در شما خود منم- كسی كه نزد من آید هرز گرسنه نشود و هر كس ایمان آورد هرگز تشنه نگردد لیكن به شما گفتم كه مرا هم دیدید و ایمان نیاوردید. هر آنچه پدر به من عطا كند به جانب من آید و هر كه به جانب من آید او را بیرون نخواهم زد زیرا از آسمان نزول كردم تا به اراده خود عمل كنم بلكه به اراده فرستنده خود. واراده پدری كه مرا فرستاده این است كه از آنچه به من عطا كرد چیزی تلف نكنم بلكه در روز باز پسین آن را برخیزانم واراده فرستنده من این است كه هركه پسر را دید پسر خدارا و بدو ایمان آورد حیات جاودانی داشته باشد و من در روز باز پسین او را خواهم برخیزانید پس یهودیان در باره او همهمه كردند زیرا گفت من هستم آن نان كه از آسمان نازل شده گفتند آیا این عیسی پسر یوسف نیست كه ما پدر و مادر او را می شناسیم؟پس چگونه می گوید كه از آسمان نازل شدم. عیسی در جواب ایشان گفت بایكدگر همهمه نكنید كسی نمی تواند نزد من آید مگر آن كه پدری كه مرا فرستاده او را جذب(؟) كند و من در روز باز پسین او خواهم برخیزانید»
تا این جا:
«آمین آمین من نان حیات هستم . پدران شما در بیابان من را خوردند و مردند این نانی است كه از آسمان نازل شده تا هركه از ان بخورد نمیرد».
مجازی نبودن عبارت كتاب مقدس
این است كه واقعا همچنان كه مذهب شیعه بین مذاهب مظلوم است این دین هم بین ادیان دنیا مظلوم است. اگر بناست مجاز گفته شود باید تعبیر به آب شود نه به نان واین جا مجاز هم نیست كم كم قضیه روشن می شود.
«من هستم آن نان زنده - دو نان یك نان مرده و یك نان زنده- كه از آسمان نازل شده و اگر كسی از آن بخورد تا به ابد زنده خواهد ماند ونانی كه من عطا می كنم جسم من است – این اشاره به صلیب است كه من نانم و آمده ام دردنیا و این نان را به شما هدیه می كنم- پس یهودیان با یكدیگر مخاصمه كردند چگونه این شخص می تواند جسد خود را به ما بخورد تا بخوریم؟ »
این است هدایت؟ این طور مردم را سرگردان كردند.

«من نان حقیقی هستم بعد از آن گفتند چگونه این شخص نان می شود كه مابخوریم؟»
«عیسی بدیشان گفت آمین آمین به شما می گویم اگر جسد پسر انسان را بخورید – نه روحش را – و خون او را بنوشید- دیگر پاپ قدرت ندارد دم زند اگر غیر از این است اضلال است، حرف زدن قاعده دارد- حیات جاودانی دارید زیرا كه جسد من خوردنی حقیقی است و خون من آشامیدنی حقیقی است – باب مجاز را سد كرد، هم جسدم خوردنی حقیقی است وهم خونم آشامیدنی حقیقی است. اگر نیست این بساط عشای ربانی در كلیساها برای چیست؟ عشای ربانی كه می پزید و به مسیحی هامی دهید بخورند و خون خدا داخل خون آن ها بشود ریشه اش این جاست. دیگراین جا جای فرار نیست. تله ای است كه هر كسی را بند می كند.
«پس هركه جسد مرا بخورد- چقدر اصرار- وخون مرا بنوشد، درمن می آید ومن در او می آیم». اگر پاپ عرضه دارد جواب دهد.
عیسی خدا بود. بعد تنزل كرد جسم شد بعد همان خدا در هر مسیحی حلول كرد. دو حلول است:
هركه به من ایمان آورد در من حلول می كند من هم در او حلول می كنم!
خلاصه من ومسیحی ها می شویم متحد.
اگر این است، دنیا نوشت كه كشیش هایی پیدا شدند وپاپ هم عذر خواهی كرد. این ها به كودكان زیادی تجاوز جنسی كردند. همان كشیش ها مومن به عیسی هستند و لو این كار كردند. اگر مومن به عیسی نیستند چرا اخراج نشدند؟ اگر مومن به عیسی هستند ، عیسی در آن ها ست و آن ها هم در عیسی هستند پس عیسی با آن پسرها لواط می كند؟ این است مسیحیت؟ این است تشكیلاتی كه این همه عربده در دنیا سر پا كرده؟ بی عرضگی ما و پستی ما این است كه همین مسیحی ها در همه شهرها بساط تبیلغ دارند، در قم هم دارند. این ها قابل تحمل نیست، آن هم در قبال قرآن!

«او در من ، من در او چنان كه پدر زنده مرا فرستاد ومن به پدر زنده هستم هم چنین كسی كه مرا بخورد او نیز به من زنده می شود این است نانی كه از آسمان نازل شده ...»
این است معرفت به ضد . آن وقت ختام مطلب این است:
إِنَّ مَثَلَ عیسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَیَكُون(آل عمران/59)
إِنَّمَا الْمَسیحُ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْیَم(نساء/171)
مَا الْمَسیحُ ابْنُ مَرْیَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل(مائده/75)
قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً سُبْحانَه(بقره/116 و یونس/68)
وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ شَریكٌ فِی الْمُلْك(اسراء/111)
این است هدایت یا آن؟ این است حكمت یا آن؟ این است دین یا آن؟
به نقل از: http://javadbagheriqomi.blogfa.com/post-454.aspx
 |
مطالب پیشین
|
|
|
|
|