عبادت بی ولایت حقه بازی است
اساس مسجدش بت خانه سازی است
چرا سنی نمی خواهد بفهمد
وضوی بی ولایت آب بازی است
*
از مهر علی کویر هم بستان است
با یک نظرش سگی چو صد انسان است
یک جمله ز من تو گوش کن وهابی
این ره که تو می روی به ترکستان است
*
چون نامه اعمال مرا پیچیدند
بردند به میزان عمل سنجیدند
بیش از همه كس گناه ما بود ولی
ما را به محبت علی بخشیدند
*
دلا باید به هر دم یا علی گفت
نه هر دم بـل دمـادم یا علی گفت
نسیمی غنچه ای را باز می کرد
به گوش غنچه کم کم یا علی گفت
خمیر خاک آدم را سرشتند
چو بر می خاست آدم یا علی گفت
چه نوح ازموج طوفان ایمنی خواست
توسل جســت هر دم یا علی گفت
زبطن حوت یونس گشت آزاد
زبـس در ظلمت یـم یـا علی گفت
عصا در دست موسی اژدها شد
كلیـم آنجـا مســلم یـا علی گفت
نمیشد زنده جان مرده هرگز
یقین عیسـی بـن مریــم علی گفت
علی در كعبه بر دوش پیامبر
قدم بـنـهاد ، آن دم یـا علی گفت
به فرقش كی اثر میكرد شمشیر
گمانم ابن ملجم یا علی گفت
مگر خیبر زجایش کنده می شد
یقین آنجا علی هم یا علی گفت