رسم است هر که داغ جوان دید، دوستان
رأفت برند حالت آن داغدیده را
یک دوست، زیر بازوی او گیرد از وفا
وان یک، ز چهره پاک کند اشک دیده را
القصه هر کسی به طریقی ز روی مهر
تسکین دهد مصیبت بر وی رسیده را
آیا که داد تسلیت خاطر حسین؟
چون دید نعش اکبر در خون طپیده را
آیا که غمگساری و انده بری نمود
لیلای داغدیده و محنتکشیده را؟
بعد پسر، دل پدر آماج تیر شد
آتش زدند لانهی مرغ پریده را
ایرج میرزا
*
كربلا كعبه عشق است و من اندر احرام
شد در این قبله عشاق دو تا تقصیرم
دست من خورد به آبی كه نصیب تو نشد
چشم من داد از آن آب روان تصویرم
باید این دیده و این دست شود قربانی
تا كه تكمیل شود حج من و تقدیرم
*
رقص زلفت سر نی دیدم و با خود گفتم
بین هفتاد و دو سر كاش سری بود مرا