كربلا كعبه عشق است و من اندر احرام شد در این قبله عشاق دو تا تقصیرم دست من خورد به آبی كه نصیب تو نشد چشم من داد از آن آب روان تصویرم باید این دیده و این دست شود قربانی تا كه تكمیل شود حج من و تقدیرم
*
رقص زلفت سر نی دیدم و با خود گفتم بین هفتاد و دو سر كاش سری بود مرا