امام زمان حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) :
این جمعه هم طلوع و غروبش تمام شد
دلها گرفت و رایحه غم مدام شد
آقا ببین كه مثل همه جمعه های پیش
این جمعه هم به منتظرانت حرام شد
*
روزها نو نشده كهنه تر از دیروز است
گر كند یوسف زهرا نظری نوروز است
لحظه ها در تپش تاب و تب آمدنش
آسمان چشم به راه قدمش هر روز است
ای خدا كاش شود سال نو ام عید فرج
كه نگاهم نگران منتظر آن روز است
*
امان از هجر بی پایان مهدی
غروب جمعه و هجران مهدی
امان از آن زمانی كه بیفتد
به روی نامه ام چشمان مهدی
دلش میگیرد و با چشم گریان
بگوید این هم از یاران مهدی
*
نگاهت گر بیفتد بر گناهم
شوی آزرده خاطر از گناهم
بخواه از آن خدای مهربانت
مباشم بعد از این غرق گناهم
*
گفتم شبی به مهدی بردی دلم ز دستم
من منتظر به راهت شب تا سحر نشستم
گفتم دلم ندارد بی تو قرار و آرام
من عقده ی دلم را امشب دگر گسستم
گفتا حجاب وصلت باشد هوای نفست
گر نفس را شکستی دستت رسد به دستم
گفتم ببخش جرمم ای رحمت الھی
شرمنده ی تو بودم شرمنده ی تو ھستم
گفتا ھزار نوبت از جرم تو گذشتم
اعمال تو بدیدم چشمان خود ببستم
اما مباش نومید از خانه ی امیدم
من کی دل محب شرمنده را شكست
*